مؤلف مجهول

49

ظفرنامه خسروى ( شرح حكمروايى سيد امير نصر الله بهادر سلطان بن حيدر بر بخارا وسمرقند ، 1277 - 1242 ه . ق ) ( فارسى )

خواسته است ، پشتيبانى خواهد نمود ، ثانيا ، اورميتن متعلق به بخاراست و خان حق ندارد به كارهاى داخلى دولت وى دخالت كند . پس از اين ، مناسبتهاى دو دولت باز به تيرگى گراييد . در يورش دوم كه پائيز سال 1841 به وقوع پيوست ، بخارائيان خجند را تصرّف نمودند . پس از پيمان صلح ، امير سلطان محمود را حاكم خجند تعيّن كرد و به بخار برگشت ( برگ 89 « ب » ) . شايستهء ذكر است كه امير نصر الله تجربهء خوب جنگى داشت و عملهاى سودآور مىتوانست انجام دهد . هنگام يورش به اوراتپه و خوقند ، امير ، بردىياريوز و سلطان محمود را در خط پيش لشكر جاى داد ( برگ 76 « الف » ) . به دنبال آنان ، دسته‌هاى حاكمان سمرقند : ابراهيم بىدادخواه ، و « اورگوت » : عادل دادخواه ، حركت مىكردند ؛ از پس آنها جنگاوران بخارا ، قرشى ، ميانكال ، و . . . جاى داشتند . هدف نصر الله ، از پيش گذاشتن بردى ياريوز اين بود كه حاكمان اوراتپه ، كه از قوم يوزها بودند ، و ناراضيان را از صف محمد على خان به سوى خود جلب كرده باشد . در واقع ، در خوقند هواداران برادر محمد على خان - سلطان محمود - موجود بودند . به‌هرحال ، اين نقشه نيروى محمد على خان را به اندازهء قابل توجهى ضعيف كرده بود . بعد از شكست جنگاوران خوقند در جوى لنگر ، اوراتپه بدون جنگ تسليم شد « 1 » . مردم امير را با هدايا پيشواز گرفتند . محمد شريف « 2 » ، سرلشكر خوقند و كريم قلى ، حاكم اوراتپه كه اسير شده بودند ، به بخارا فرستاده شدند ( برگ 81 « الف » ) . در اين جنگ خجند نيز بدون مقاومت تسليم شد ( برگ 85 « الف » ) . بعد از بازگشت سپاه بخارا ، عملداران عاليمقام محمد على خان را با برادرش سلطان

--> ( 1 ) . دكتر مختاروف كه سرچشمه‌ها را مدققانه بررسى كرده است ، مىگويد كه : « هنگامى كه سپاه امير به اوراتپه نزديك شد ، مردم از مدافعه دست كشيدند . » ( نك : Muxtarav A . Acerk istarii . . , s . 35 . ) ( 2 ) . محمد حكيم خان در اين فكر است كه سبب شكست سپاه خوقند ، در خيانت برخى لشكركشان است ( محمد حكيم خان ، همان ، ص 324 ) . به‌هرحال ، بعد از لشكركشى چهارم و تسخير پايتخت خوقند ، محمد شريف لشكركش ، همان كه در « اسارت » بود ، پس از اين جنگ حاكم تاشكند تعين شد .